During learn and experience

۵ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ

قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت


حافظ

۱۶ آذر ۹۵ ، ۲۰:۴۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سعید زرین فام

صبر، ممارست و درس گرفتن از تجربیات، کلیدی که هر قفلی را باز می کند

زندگی آدم پر از فراز و نشیب هاست، پر از پیروزی ها و شکست ها. بعضی شکست ها خیلی آدم رو خرد می کنن ولی بعضی از اتفاقات هم به آدم روحی دوباره میدن و امیدی تازه برای ادامه زندگی ولی در همه این شرایط نباید یادمون بره که صبر، ممارست و درس گرفتن از تجربیات بهترین اصول برای خوب زندگی کردن در این دنیای گج مداره.

لپ کلام اینه نباید کم بیاریم و از شکست ها، هر چقدر هم که بزرگ باشن میدونو خالی کنیم، اونی که میگن یه روز در خونه آدمو میزنه، بالاخره در میزنه نه فقط یه بار بلکه چند بار ولی مهم ماییم که آماده باشیم و به موقع و با روحیه بالا در رو براش باز کنیم.

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست

بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش

کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۵ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سعید زرین فام

گفتگو با دل

به تو میگم که نشو دیوونه ای دل
به تو میگم که نگیر بهونه ای دل
من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم

به تو میگم عاشقی ثمر نداره
واسه تو جز غم و درد سر نداره
من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم

عقلم و زیر پا گذاشتی رفتی
تو منو مبتلا گذاشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
منو واگذاشتی ای دل

به خدا منو رسوا کردی ای دل
همه جا مشتمو وا کردی ای دل
هرجا رفتی پا گذاشتی
فتنه برپا کردی ای دل

می دونم تو دیگه عاقل نمی شی
تو دیگه برای من دل نمیشی

من دیگه بچه نمیشم آه
دیگه بازیچه نمیشم

۰۴ تیر ۹۴ ، ۱۶:۵۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سعید زرین فام

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب می شود

این شعر قیصر امین پور بسیار زیباست:

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

۲۶ آبان ۹۳ ، ۲۲:۳۹ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سعید زرین فام

یک شعر پر مغز

گر بر سر نفس خود امیری، مردی
بر کور و کر، ار نکته نگیری، مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری، مردی
...
...
با داده قناعت کن و با داد بزی
در بند تکلف مشو، آزاد بزی
در به ز خودی نظر مکن، غصه مخور
در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی

رودکی
۲۸ دی ۹۲ ، ۲۳:۱۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سعید زرین فام